این حرف ها به این لباس نمی آید!

باید لباس رنگ دیگری بپوشم

و با صدای متین تری بگویم که:

«خانم ها و آقایانِ البته محترم

البته که این طور است

حتمآ....قطعآ....ان...ان....ان»

چشم مان کور

اَبرِوها مان را مثلآ درست کرد ه اند

ابرو مهم است

لباس های اجق وجق می پوشیم

کج کج راه می رویم

تا نگاه مان کنند

ببینند

صورت مان را با سیلی سرخ کرده اند!

چشم مان کور

عصای سفید دست مان داده اند که نبینیم...می بینیم!

نمی گویند که نشنویم...می بینیم!

می بینیم که اَبرو مهم است

انتخاب مهم است

آزادی مهم است

مردم مهم است

همه چیز جز ما که چشم مان کور و صورت مان را با....

و روی مان کم نمی شود

که هنوز بعضی چیزها برای مان با هم فرق می کند