اثري از مهدي منصفي
مسافر راههای بی راه
به کجا می روی؟!
اینجا کسی منتظرت نیست
هیچ کس یاریت نمی کند
ببین که مترسکان چوب در آستین هم می کنند
اینجا شهرآتش است
مقتل باران
تا بوده همین بوده
هیچ کس برای تنهائیت گل نمی فرستد
واین توئی که
ماه را به خورشید منگنه می کنی
مقصدت کجا ست؟!
هرجای این عاشورا که باشی
لبخندی نمی بینی
صادقانه بگویم
همیشه بوف کوری تورا هدایت می کند
از چه می نالی؟!
اینجا حتی اگرسرت بالای دار برود
پتیاره ها، برای حرفهایت، تره خرد نمی کنند
مسافر جاده های بی کسی......
******
ترجمه انگليسي از مديريت وبلاگ
Where are you?
Who is here waiting for you
Nobody can help you
I can see that scarecrow wood in Austin
Here is Shhratsh
Mqtl rain
I have been to
No one can send flowers for a lonely
Hub around which
May the sun punched you
! Where is the destination?
Ashura, which make it anywhere
Do not smile
Frankly
Owl, you always leads to blindness
ا! What is the aim?
Even here there Agrsrt go top
Shrew, for your words, not chopped vegetables
آثار ارسالی شما (شعر و ترجمه و مقاله) بعد از ویرایش در وبلاگ ثبت خواهد شد.