شعرمن حرف توست

شعر _ داستانک ( استفاده از مطالب با ذکر نام و آدرس بلا مانع است)

با سلام

روز چهارشنبه مورخ 18.3 .90 برای انجمن شعر فراگفتار کرج که هر هفته در همین روز یعنی چهارشنبه در

سالن ابن سینای تالار شهید نژاد فلاح کرج به سرپرستی آقای جمال بیک برگزار میگردد روز مبارکی بود

.حضور شاعران معاصر و مطرح عرصه ادبیات امروز استاد هوشنگ چالنگی و استاد علی بابا چاهی و چندی

از شاعران برجسته کشور  خیل علاقه مندان به شعر امروز را به این سالن کشاند تا هم از بیانات و هم از

اشعار عزیزان بهره مند شویم .با تلاش عزیزان  آقایان رامین یوسفی ، رضا یعقوبی ، آقای آتشکار و

مخصوصن جناب استاد جمال بیک که سبکی نوین را در عرصه ادبیات به نام شعر فراگفتار را پایه ریزی کرده

اند و حضور شاعران جوان نوید جلسه ای پر بار را میداد که با  کلام بسیار صمیمی استاد چالنگی و شعر

خوانی ایشان آغاز شد و در ادامه استاد بابا چاهی ابتدا با شعر و سپس با بیانی شیوا بحث در مورد شعر

امروز و نقش نیما ، فروغ ، شاملو ، اخوان و منزوی و.... پرداخت و قسمتی از بیانات خود را نیز به  اشعار

مدرن و پست مدرن امروز اشاره داد که برای این امر به زیبایی از داستان هنجار شکنیهای موجود در

منظومه لیلی و مجنون نظامی گنجوی مدد گرفت که مورد استقبال حاضرین واقع شد . بعد از آن دیگر

شاعران حاضر در جلسه و همچنین استاد جمال بیک  به شعر خوانی پرداختند که مورد توجه و تشویق

حاضرین در جاسه قرار گرفت که امید است عکسهای گرفته شده از این جلسه که نشان از فعالیت خوب امور

فرهنگی هنری استان البرز و شهر کرج را به نمایش میگذارد به زودی به دست حقیر برسد تا مطالب عرضه

شده را تکمیل نماید .امید است با ادامه این روند گامی به جلو  در راه جهان شمول کردن ادبیات  سرزمین

عزیزمان صورت پذیرد همچنان که با دو همایش بزرگ فردوسی که یکی به مناسبت زادروز این حکیم فرزانه

پارسی گو و دیگری فردوسی شاعری برای همه هزاره ها که باز جناب استاد بیک نقش به سزایی در

اجرایی کردن آن ایفا کردن در همین تالار برگزار شد که مهمانان عزیزی از کشور تاجیکستان در آن شرکت

داشتند آغازی بود برای این راه

به امید موفقیت روز افزون

شاد باشید به مهر

امیر یزدانی

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 17:47 توسط امیر یزدانی|

اثری ار امیر یزدانی


نگاهت را پیاده می شوم



چشمانم

دو ، دو



دور میخورد سَرم



شش دانگ شب را !



هفت پشتِ هشت...



نمیدانم



دستانم چند بار



زانو میزند زیر چانه ام !



تا نلرزد



نریزد ،



چکه چکه چال می شوم



پشت پلک هایم



فرو می خورم



فرو میروم



فرو میریزم



خودم را ،



تا فردا



خدا را چه دیدی .

اثری از امیر یزدانی

قهوه اسپرسو

ما را آنقدر به هم میزنید

شیرین می شوید

ما با تیشه های شما

بی ستون

تا دست هایمان دسته دسته

لالایی لاله ها را

روی دوش زمزمه شوند

بنویسید

با خودنویس های سناتور

میخکوب روی صندلی هاتان

حقوق کنید

درد سر بشر را

از سر در سازمان ملتها

واریز شوید

به کیف هایتان.

ما را بهم بزنید

هی هم بزنید

دور نیست

فریاد فریاد فرهاد ها

کنار بیستون

قهوه اسپرسو

سرو

خواهند شد .

شعری از امیر یزدانی(قدم های یک سوال)

پارس سگ ها را

      پاره استخوانی

            لیس می کشد

حصار ها

از حواسم پرت می شوند

ذهنم را که قدم می زنم

یک سوال ساده ی سال هاست

از چه؟

خیابان ها

پشت چراغ های سبز هم

سرخ می شوند

پیاده روها

راه ، راه؟

تا جایی که خاطرم هست

ما در اصل

از مهره داران بوده ایم

نه

بند پایان !!!!!!

(سالوس) و (شب های هار ) دو اثر ازدوست خوبم آقای امیر یزدانی

مگر می شود

دست در هر دستی گذاشت!!

وقتی سالوس ها

از نجابت ات

با پشت پاهایشان

آش می پزند

و با یک وجب روغن

حلوای نقدت را

روی هر دکه ای

روزنامه می شوند

بعد سر هر بازاری

با زبان شیرین فارسی

چاپلوسانه

زنده ی تورا

به خاک می سپارند

 مگر می شود!!!

دست روی دست گذاشت!!!

 

Hypocrites: written by Amir Yazdani,

Translated by Azam Nasseri

Could it be possible

To put your hand in any hand!?

When the hypocrites

By your nobility

With the back of their feet

To prepare a broth

And with a span of oil

sweet paste  your cash

becomes a newspaper

On the newsstand counters

And then

On the entrance of the mall

With sweet language of Farsi

Greasily

Burry your live body into the grave

Could it be possible

To hesitate!!!

==============================

دستانم

پا پس نمی کشند

تا مهار شب های هار

هر چند

پاهایم

چند کوچه پایین تر

جا مانده باشند

-----------------------------------