نگاهت را پیاده می شوم



چشمانم

دو ، دو



دور میخورد سَرم



شش دانگ شب را !



هفت پشتِ هشت...



نمیدانم



دستانم چند بار



زانو میزند زیر چانه ام !



تا نلرزد



نریزد ،



چکه چکه چال می شوم



پشت پلک هایم



فرو می خورم



فرو میروم



فرو میریزم



خودم را ،



تا فردا



خدا را چه دیدی .