دو اثر از جمال بیگ
(اثری از جمال بیگ)
اگر فقط
به من سپر بدهید
در مقابل تمام بادهای نالایق
می ایستم
آری
سه پر!!!!!!
فکر می کنید
چیزی نیست؟
==========================
(اثری از جمال بیگ)
(جای پای همیشه)
خیلی از آهنگ های جدید
با گیتارهای قدیمی نواخته می شوند
حتا پاهایی که با کفش های کهته
حشره های زیادی را می میرند
به اینجا که می رسم
تکه هایم را به هم می چسبانم
و می روم
یک عکس سه در چهار دیواری بی اختیارمی گیرم
می شوم ذغالی که آرزوی سفید شدن دارد
اینطوری تصمیم می گیرم
با قیچی
زیر آب لب هایم را بزنم
یا چتری بگیرم
و خیال کنم
باران می بارد
خیس که می شوم
می فهمم
نشتی از آسمان نیست
سرم سطح مسطحی از یک چیز ناپیداست
و خیال می کنم
فقط شب می تواند
با نود درجه پارازیت
راه برود روی اعصاب
یک بیوه زن مذکر....
حشره ای که در صدای خودش حشری می شود
ویروس لالی
که دارد مدام حرفم می زند
شاید برایند تمام این کلمات
همین اتاق قهر کرده است
که هر شب
چشم هایم را
تا حافظه ی یک تابوت گمشده
می خوابد
حالا که قرار است
دستهای مرا
قلب همین اتاق وجب کند
خدا می داند
چه آهنگ های تازه ای
با گیتار قدیمی من
نواخته می شوند
آثار ارسالی شما (شعر و ترجمه و مقاله) بعد از ویرایش در وبلاگ ثبت خواهد شد.