اثري از افسانه سلطاني
این خیابان ها
حتی جدول هایشان را حل نمی کنند
تنها اعتنا می کنند
به خط کشی های شهردار نمونه ای
که عابر جا به جا می کند
افاقه نمی کند
نه سبز
نه قرمز
بر دامن تنگ این میدان ها
هیچ دختر گل فروشی درست بزرگ نخواهد شد
هزار دقیقه دیگر هم بایستی
یا عقب این عقربه های گیج بدوی
نه پایتخت خیالش تخت می شود از جمعیت
نه پای تخت تو بی موریانه ی سخت این زندگی
خیابان ها را بگذار به حال خودشان
تا دودی عینکت را
آلوده ی روزهایشان کنند
شهر
سیاه و سفید
بلوار شب هایش را سرفه خواهد کرد.
افسانه سلطانی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 10:54 توسط مدیر وب لاگ
|
آثار ارسالی شما (شعر و ترجمه و مقاله) بعد از ویرایش در وبلاگ ثبت خواهد شد.